خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )

12

نهج البلاغة ( فارسى )

تا آخر آيات . و در زمان رسالت حضرت سيد كاينات صلوات اللّه عليه و آله قوم در تكميل فصاحت و تحصيل بلاغت اجتهاد بليغ مى نمودند و به اين كمال تفاخر مى كردند و به اين فضيلت يكديگر را بر اقران تفضيل مى دادند و چنين آورده‌اند كه هفت كس از روساى شعراى جاهليت هفت قصيده گفتند « هر يك يك قصيده گفتند » و از روى امتحان و اختبار و اشتهار و افتخار در خانهء كعبه معظمهء مشرفه آويختند و دعوى كردند كه كسى جواب اين قصيده‌ها نمى تواند گفت تا آنكه حق سبحانه و تعالى حضرت رسالت پناه را ارسال فرمود و قرآن را معجز آن حضرت گردانيد « و آن حضرت ص دعوى نبوت كرد و اظهار اين معجز فرمود » و از ايشان طلب معارضه كرد آنها كه دعوى كمال در فصاحت و بلاغت مى كردند هر كسى چند آيت از آيات قرآنى طلب كردند و يك ساله مهلت گرفتند تا فكر كنند و جواب گويند و معارضه كنند تا يك سال فكر كردند يك كلمه در برابر آن نتوانستند گفتن و عجز بر ايشان ثابت شد . پس بعد از آن قصايد را كه آويخته بودند برداشتند و حق سبحانه و تعالى در قرآن ازين معنى خبر داده چنان كه فرمود : « وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مثِلْهِِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » و جاى ديگر فرمود كه : « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بمِثِلْهِِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً » و آيات درين باب بسيارست و حضرت رسالت پناه ص بفصاحت تفاخر كرد چنان كه فرمود كه [ 5 آ ] « انا افصح من تكلم بالضاد » يعنى من فصيح ترين آن كسانم كه تلفظ كنند بضاد يعنى هر كس كه بضاد تلفظ تواند كرد چنان كه حق اوست من از او افصحم . و تخصيص به حرف ضاد به جهت آنست كه ضاد مشكل ترين حرفهاست در تلفظ .

--> ( 1 ) سپه قسمت داخل گيومه را ندارد . ( 2 ) آستانه : رسالت ( 3 ) سپه : معجز وى فرمود ( 4 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد . ( 5 ) آستانه : چند آيات از آيت ( 6 ) آستانه ( آن ) را ندارد . ( 7 ) سپه ( پس ) را ندارد . ( 8 ) آيهء 23 سورهء بقره ( 9 ) آيهء 88 سورهء اسراء ( بنى اسرائيل ) ( 10 ) سپه : يعنى من فصيحترم هر كه تلفظ كند بضاد